قهرمان ميرزا عين السلطنه
979
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
هردو چه روزگار خفت و بيحاصلى را مىگذرانيده است . روزنامهنويسى عين السلطنه در دورهء مظفر الدين شاه چندان منظم نيست . گاه آن را رها مىكرده است و خود اغلب بدانموارد توجه داده است ( مانند ، ص 1167 ) و ما در حاشيهء صفحات متذكر آنها شدهايم . جز اين در صفحهء 1014 بهبعد يادداشتى دارد دربارهء كيفيات روزنامهنويسى خود و دفاع از رويههاى كه درآوردن جزئيات داشته است و بهخوبى توانسته است خواننده را با هدفى كه در نگارش دارد آشنا كند . چون نقل آن قسمت را در اين مقدمه خالى از لطف و فايدت نمىبيند سطورى از آن را باهم بخوانيم . مىدانم كسى كه اين روزنامه را قرائت كند چون عهدى نگذشته و آنچه نوشتهايم عينا مشاهده مىكند ايراد خواهد گرفت كه اين همه اباطيل و طول كلام براى يك سلام و يا ورود يك سلطان چه حاجت . همهكس تخت مرمر را ديده ، درياى نور الان موجود است و سلام را مشاهده مىكند . چه لازم به اين تفاصيل و زحمت فوق العاده بود كه نويسنده كشيده . ليكن اينطور نيست و از اول بنا و وضع تواريخ ايران مغشوش بوده و هست و هيچ مورخى ضبط اين چيزها را نكرده . در لباس و عادات و جزئيات و فرمايشات سلام و اندرون و شكار و سوارى هيچ ننوشته ، تماما عبارتپردازى و تملق است . فرضا شكارى [ را ] تفصيل داده . اگر پادشاه جغد و گنجشكى هم نزده باشد او صد شير و پلنگ و مرال ضبط كرده . اگر كلمهاى فرمايش كرده صد كلمه به عبارات مغلق بىمعنى شرح داده و آخر حرف او معين نمىشود . اگر جنگى كرده و شكست خورده تماما به فتح و ظفر نسبت داده . فقط كليات امر و آن هم بطور رسمى درج كردهاند و جهت همان تصورات بىمعنى بوده و گمان مىكردند هميشه سلاطين به يك قسم بوده . لباس و سلام و كارهاى آنها ابدا تغييرپذير نيست و حال آنكه هميشه در تغيير است . لباس عهد فتحعلى شاه چه قسم بوده و حالا چهجور است . كلاههاى آنوقت با حالا نيم ذرع فرق كرده و كوتاه شده . آن لباسها هيچ نيست . پردور نمىرويم كداميك از كارهاى شاه عباس و نادر شاه افشار و كريم خان زند را الان مىدانيم يا نوشتهاند ، مگر كليات امور آنها را . چه قسم سلام مىنشستند ، لباس و ترتيب قشون و كردار آنها چه بوده ، چند عدد زن داشتند ، كدام محترم بود ، اولاد چه داشتند . اگر هم نوشتهاند مثل درهء نادرى و جهانگشاى نادرى چيزى بىسروته و تمام عبارات به ذهن دور كه ابدا مطلب دست نمىدهد . محل جنگ را نمىنويسند . اسم آن را نمىبرند ، چه رسد به مجلس عيش و سور و شكار و مهمانى و قس عليهذا فعلله و تفعلله . به كلى بر خلاف تواريخ فرنگ